مهدی غفاری

متن مرتبط با «آقای حیدری و همسرش» در سایت مهدی غفاری نوشته شده است

استمرار و مداومت در تمرین- مربی سازنده محمدحسین سلطانی- همدان

  • نیلوبلاگ

    به نام خدا غروب یک روز تمرین، حدود یک ماه پیش محمدآقا، مربی خستگی‌ناپذیر کشتی، کنار نوجوانی ایستاده و با نگاه دقیقش علت غیبت او را جویا شد. نوجوان گفت: «روز تمرین، عروسی برادرم بود.» محمدآقا، آرام اما قاطع گفت: «این دلیل خوبی نیست. تمرین یعنی استمرار و پایبندی؛ هیچ چیزی نباید رشتهٔ پیشرفت را پاره کند.» محمدآقا خوب می‌داند که بزرگ‌ترین حفرهٔ پیشرفت، همین رها کردن تمرین به بهانه‌هاست. خودش بارها گفته بود: «هرجا که می‌رفتم، حتی تهران، پیش از دیدار اقوام،...

    ادامه مطلب
  • استمرار و مداومت در تمرین- (مربی سازنده) محمدحسین سلطانی- همدان

  • نیلوبلاگ

    به نام خداغروب یک روز تمرین، حدود یک ماه پیشمحمدآقا، مربی خستگی‌ناپذیر کشتی، کنار نوجوانی ایستاده و با نگاه دقیقش علت غیبت او را جویا شد. نوجوان گفت: «روز تمرین، عروسی برادرم بود.» محمدآقا، آرام اما قاطع گفت: «این دلیل خوبی نیست. تمرین یعنی استمرار و پایبندی؛ هیچ چیزی نباید رشتهٔ پیشرفت را پاره کند.»محمدآقا خوب می‌داند که بزرگ‌ترین حفرهٔ پیشرفت، همین رها کردن تمرین به بهانه‌هاست. خودش بارها گفته بود: «هرجا که می‌رفتم، حتی تهران، پیش از دیدار اقوام، باشگاه کشتی آن منطقه را پیدا می‌کردم. حتی اگر س...

    ادامه مطلب
  • 24 آبان ماه 1404- نشستن اولین برف بر روی الوند همدان

  • نیلوبلاگ

    24 آبان ماه 1404- نشستن اولین برف بر روی الوند همداناولین برف پاییزی در روز 24 آبان ماه 1404 بر روی الوند زیبا نشست. هنوز قطره بارانی بر زمین در این پاییز ننشسته است. برف سمت قسمت های جنوبی الوند به خصوص کوه بُری و سمت تویسرکان/دره مرادبیگ همدان/ را کمی سپید پوش کرده است. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • به یاد «رمان جای خالی سلوچ»/استاد محمود دولت آبادی

  • نیلوبلاگ

    به نام خدا برای سید ابوالفضل موسوی عزیزم/که خیلی چیزها را دید و دم نزد.... رمان جای خالی سلوچ: گاهی وقت ها با خودم فکر می کنم ، یک نویسنده چقدر دل دارد. چقدر بی رحم است. چقدر شجاعت دارد که به ساحت کلمات رحم نمی کند و هر چه از بدی ها ، پلشتی ها و زشتی های زندگی هست به مانند یک ناتورالیسم بی رحم بیان می کند. واقعا آقای محمود دولت آبادی، ای مرداد ماهی شجاع و دلیر، خیلی بی رحم هستی. با کلیدر کاری ندارم ولی خیلی دل داری ....

    ادامه مطلب
  • مهندس سید امیرحسین مرتضوی/سید مهدی مرتضوی

  • نیلوبلاگ

    به نام خداسید امیرحسین مرتضوی از جوانان و خوبان روزگار از یاد رفته ما است. جوان خوش قلب و مومن و با تقوا که همیشه در انتخاب های خودش بهترین است. سید امیرحسین از قاریانی است که هم جانانه می خواند و همیشه دل را مبدا کارهایش قرار می دهد و همین درست است. سید مهدی برادر ایشان هم از دوستان و بچه محل های ماست. جوانی که همه چیز را به رنگ خوبی و دوستی می بیند. اصلا سیدها نمی دانم چرا اینقدر مهربان هستند. امیر حسین و مهدی از نوجوانی تا حال با هم بوده ایم . صاف و صادق چون آیینه و شیشه شفاف و واقعا از گل های روزگار ما هستند. سیدامیر حسین و سید مهدی را دوست دارم .16 تیر 1403 بخوانید...

    ادامه مطلب
  • محمدحسین سلطانی/کشتی گیر و مربی همدانی

  • نیلوبلاگ

    به نام خدااین نوشته را به هادی نظری و مهرداد غلامی /کسانی که کشتی را می فهمند و دوست دارند/ تقدیم میکنم.در همدان زیبا ورزش یک امر تفننی و تفریحی است. بعضی ها حال دارند و بعضی ها بی حال هستند. محمدحسین سلطانی از ورزشکاران خوب و خود ساخته ای است که در دهه های 80 و 90 شمسی با تمرینات پرفشار و با اهمییتی که داشت خود را به سطح اول کشتی کشور رساند و با مقام های ارزشمند در سطح کشور و بین المللی رساند. پسر خوب کشتی همدان که این روزها دیگر بایستی لقب یک مربی فنی و با دانش را به خود اختصاص دهد با عشق و علاقه به انتقال دانش و تجربیات خود به نونهالان و نوجوانان و جوانان است. آموزش های آقای سلطانی با انرژی و ذوقی است که بر اثر سلیقه داشته های خودش می باشد. سلطانی بسیار سنتی و کلاسیک عمل می کند و بی نظمی ...

    ادامه مطلب
  • خلقیات ما ایرانی ها و یک بیت خطرناک

  • نیلوبلاگ

    به نام خدایک شعر زیبا که این روزها شده حاصل تجربه یکی از همکاران و وقتی ازش پرسیدم نظرت در مورد فلان شخص چیست؟ آهی کشید و به عادت ما ایرانیان نالید این بیت را که در گوشی همراهش ذخیره کرده بود و البته حفظش نکرده بود برایم خواند و دائم هی نغ زد. شعری خطرناک از عادات ما ایرانیان. خلقات ما ایرانیان آقای جمالزاده را بایستی دوباره خواند.«افتاد درختی که به خود میبالیداز داغ تبر به خاک غم مینالیدگفتم چه کسی به ریشه ات زد؟گفتا:آنکس که به زیر سایه ام میخوابید» بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بارش اولین برف پاییزی همدان/9 آبان 1402/سه شنبه

  • نیلوبلاگ

    به نام خدااولین برفی که کوه های زیبای الوند همدان را سفید پوش کرد و سرما را دوباره به همدان بازگرداند در روز سه شنبه 9 آبان 1402 اتفاق افتاد و در سطح شهر هم بارندگی ها اتفاق افتاد و احسان این سفید پوشی را در روز جمعه به من اطلاع داد. در ضمن به من گفت دستهی لک لک ها را دیده در حال مهاجرت. کاش من هم آن صحنه ی زیبا را در آسمان همدان می دیدم. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • چند تکبیت/ از غزلهای حسین منزوی /شاعر عاشقانهها

  • نیلوبلاگ

    به نام خداتو جلوهی ابدیت به لحظه میبخشی / که من هنوزم و در من همیشهوار توییچگونه سیر شود چشمم از تماشایت؟ / که جاودانهترین لحظهی تماشاییجدا از این من و ما و رها ز چون و چرا / کسی نشسته در آنسوی ماجرا که تویینتیجهی همه استخارهها خیر است / اگر به نیّت تو وا شوند قرآنهابسا شگفت که ظرفیّتِ بهارم بود / منی که زیسته بودم مدام در پاییزوقتی تو گریه میکنی ای دوست در دلم / انگار ابرهای جهان گریه میکنندبوی پیراهنی ای باد! بیاور، ورنه / غم یوسف بِکُشد، عاشق کنعانی رااز تو چگونه بگسلم وقتی خیالت با دلم / میپیچد و از هر طرف سوی تو میپیچاندممن راه تو را بسته، تو راه مرا بسته / امّید رهایی نیست وقتی همه دیواریمچه سرنوشت غمانگیزی که کرم کوچک ابریشم / تمام عمر قفس میبافت ولی به فکر پریدن بود بخوانید...

    ادامه مطلب
  • کتاب /سبک داستاننویسی جمالزاده/آذر 1401

  • نیلوبلاگ

    به نام خداجمالزاده همیشه مورد احترام بوده و هست. مرد شریف و بزرگوار. در پشت جلد کتاب سبک داستان نویسی جمالزاده می خوانیم:جمالزاده پُر حوصله xadترین نویسنده ایران استxad. مزاج متعادلی دارد و از زندگی لذّت بسیار میxadبردxad. خوشxadفکر و خوش xadسلیقه نیز هستxad. گاهی اوقات خوشبین نیز میxadشود. تقریباً اروپایی شده و حال و حوصلهxadی شرقیxad ها؟ را نیز کمتر! داردxad. ولی تا میxadتواند برای ایران و ایرانیان میxadنویسد. عشق او ایران است، زبان فارسی، تاریخ ایران و اصفهان و بناهایش و خیلی چیزهای دیگر. خورد و خوراک خوبی دارد. خیلی اوقات حامی نویسندگان داخلی است و اکثر اوقات از جوانان حمایت میxadکند. به زن و خانواده نیز وفادار است و هرگز صاحب فرزند نمیxadشودxad. او دوست داشتنی است و دارای فرزندان معنوی ...

    ادامه مطلب
  • شعری از احمد شاملو/پس سمندر گشتم و بر آتش مردم نشستم.

  • نیلوبلاگ

    به نام خدا«شعری از شاملو»یکی از شاعران بزرگ و تاثیرگذار ایران زمین، احمد شاملو است. معروف به الف . بامداد. یکی از اشعار ایشان را استاد بزرگوار آقای تقی پورنامداریان که افتخار ما همدانی ها هم هستند با لذت و عشق بسیار زیاد، خوانده است. البته در برنامه ای خاص. از استاد پورنامداریان یاد گرفتم که شعر را باید چطور با آب و تاب و مزه خواند، که دل و گوش هر شنونده ای را آب کرد. غرض اینکه خواندن و بیان شعر چه توسط خود شاعر و چه توسط خوانندگان خیلی مهم است. شعر را نباید خاک بر سر کرد. یادم می آید یکبار در همدان با استاد پورنامداریان با صورت بسیار نتراشیده و نخراشیده روبوسی کردم و ایشان چه تحویل ها گرفت و چه انسان بزرگی است. خداوند حفظشان کند. شعر از کتاب هوای تازه شاملو می باشد.برایِ سرور و ناصر مقبلسای...

    ادامه مطلب
  • اولین برف پاییزی همدان 1401

  • نیلوبلاگ

    به نام خدااولین برف پاییزی همدان 1401اولین برفی که در سال 1401 کوه های الوند زیبا را سفید پوش کرد در روز دوشنبه ده آبان ماه 1401 بود. هوای ابری و تیره، که هیچ کس اصلا دوست نداشت یا حالش را نداشت بالا را نگاه کند. بیشتر دامنه های سمت تویسرکان ابتدا سفید پوش می شوند و این روند را تا کوه های نهاوند و بروجرد ادامه می دهند. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مصرعی ناب از شاهنامه فردوسی

  • نیلوبلاگ

    به نام خدا کتاب شاهنامه فردسی دارای ابیات عجیب و معجزه گون در کلام است. امروز مصرعی زیبا و ناب از این کتاب دیدم. «چرا کس نیارست گفتن، نه چون»...

    ادامه مطلب
  • شعری دیگری از مهدی اخوان ثالث/آخر شاهنامه

  • نیلوبلاگ

    به نام خدااز هر چه بگذریم از اخوان ثالث و شعرهای زیبایش نمی توان گذشت. شعر زیبای آخر شاهنامه یکی از شاهکارهای اوست. آنقدر قوی و حساب شده که نام یکی از دفاتر شعری ایشان به همین نام است و این قطعه هم در همان دفتر شعری.«آخر شاهنامه»این شکسته چنگ بیقانون رام چنگ چنگی شوریدهرنگ پیر، گاه گویی خواب میبیند. خویش را در بارگاه پرفروغ مهر طرفه چشم انداز شاد و شاهدِ زرتشت، با پریزادی چمان سرمست،در چمنزاران پاک و روشن مهتاب میبیند روشنیهای دروغینی - کاروان شعلههای مرده در مرداب – بر جبین قدسیِ محراب میبیند. یاد ایام شکوه و فخر و عصمت را، میسراید شاد، قصهی غمگین غربت را:هان، کجاستپایتخت این کجآیین قرن دیوانه؟با شبانِ روشنش چون روز،روزهای تنگ و تارش، چون شب اندر قعر افسانه. با قلاع سهمگین سخت و ستوا...

    ادامه مطلب
  • سنندج و خاطراتش1/رکِبت مَطیـّـةً مِن قبــلُ زیدٌ

  • نیلوبلاگ

    به نام خداسنندج شهر دوست داشتنی و جالبی هست. پارک آبیدر و بازار تاناکورا، همیشه آرزوهای من هستند. خیلی دوست داشتم روز شنبه 4 تیر ماه هر دو را گشتی بزنم. توفیق نشد. گاهی اوقات افراد و انسان ها باعث آبروی شهر و محل کسبشان میشوند. دو استاد بزرگ از من سئوالاتی کردند. بحث های شد. بعضی سئوال ها را اصلا دوست نداشتم جواب بدم. یکی از اساتید ناراحت شده بود. چشم هایش گرد شد.آقای دکتر سید احمد پارسا (طور دیگری ایشان را شناخته بودم: خیلی مهربان تر، دلسوز تر، علمی تر، اهل سنت، عاشق تر. اما ... یعنی برای من یاداور مرحوم زرین کوب بود، خلاصه گفتم ... اما....) و استاد خانم طیبه فدوی. نمی دانم چرا اینقدر فشار بالا بود که فقط می خواستم از جلسه بیرون برم. فرار کنم.گفتند حالا .... این بیت عربی هم از ایشان بپرسیم....

    ادامه مطلب
  • آقای دکتر صالح ادیبی/سفر به سنندج2

  • نیلوبلاگ

    به نام خداوقتی انسان راهی سفر میشود خیلی دوست دارد با افراد بزرگ و با صفای شهرهایی که سفر می کند آشنا شود. بنده که راهی سنندج شدم/ مردم این شهر را به اخلاص، بزرگی، سادگی، صداقت و سنتی بودن میشناسم. در یک جلسه با آقای دکتر صالح ادیبی افتخار هم صحبتی شد. اسم ایشان را شنیده بودم ولی یادم رفته بود. اصلا توی فضاهای اخلاق مداری و این حرف ها نبودم. بعدا با استاد صاح ادیبی و عملکرد ایشان آشنا شدم. در جلسه ای که نشسته بودم و افتخار داشتم با ده تن از اساتید بزرگ کردستان هم صحبت شوم، صحبت های بنده با آقای دکتر ادیبی کاملا ساده، صمیمی، دوستانه و برادرانه  بود. ایشان به مانند یک برادر بزرگ تر و راهنمایی نازنین با من برخورد می کردند. از مثنوی معنوی دفتر دوم ابتدای آن برایشان خواندم. متن ساده و البته ...

    ادامه مطلب
  • مهدی اخوان ثالث/میراث

  • نیلوبلاگ

    به نام خدایکی از شعرهای استخوان دار و جالب اخوان ثالث در دفتر شعری آخر شاهنامه: میراث است. شعری که مضامین بسیار زیادی را دور می زند. از متن و نقد و همه این بحث ها و فضولیها که بگذریم؛ خوانش بسیار زنده و جالب و پرمایه این شعر توسط خود شاعر است. وقتی کلمات را ادا می کند/ حتما این حس به همه دست می دهد که به این کلمات رسیده ، درک کرده و آنها را چشیده است. اخوان را دوست دارم با تمام وجود. قرائت شعر را باید از خود شاعر شنید تا بسیار از مفاهیم باخوانش خود او درک و روشن شود.ميراث - از دفتر شعر --آخر شاهنامهپوستيني كهنه دارم منيادگاري ژنده پير از روزگاراني غبار آلودسالخوردي جاودان مانندمانده ميراث از نياكانم مرا ، اين روزگار آلودجز پدرم آيا كسي را مي شناسم منكز نياكانم سخن گفتم ؟نزد آن قومي كه ذرات ش...

    ادامه مطلب
  • رویارویی با اساتید

  • نیلوبلاگ

    به نام خدابسماللهالرحمنالرحیمگاهی اوقات آرزوها را میشود دید/ گاهی لمس کرد/آرزوها را اگر نتوانی آنها را به دست بیاری میشود به آنها دست کشید/ دید و درک کرد. تشکر از اساتید ارجمندی که روزگاری برای دیدن و شنیدن صدای آنها بی تاب بودیم/ اساتید خدای ما بودند/دیدنش به مانند عاشقان به معشوقه هاست/ ولی شاید آنها ندانند. تشکر ویژه دارم از: جناب آقای دکتر علیرضا حاجیان نژاد، آقای دکتر محمود فضیلت، جناب آقای دکتر علی محمد مؤذنی، جناب آقای دکتر عبدالرضا سیف و همچنین از جناب آقای دکتر اسماعیل تاجبخش ، آقای دکتر محمود بشیری، استاد ارجمند جناب آقای دکتر محمد حسن حسنزاده نیری و همچنین آقای دکتر غلامرضا مستعلی که خیلی زحمت کشیدند. من این عزیزان را از نزدیک دیدم و درک کردم و هم صحبت شدم و چقدر محفل و دیدار و ان...

    ادامه مطلب
  • اولین محفل قرآن1401- با حضور استاد حاج احمد ابوالقاسمی

  • نیلوبلاگ

    به نام خدامحفل انس با قرآندر شب ۱۸ خرداد ۱۴۰۱ در شهرک مدنی فاز یک با حضور استاد حاج احمد ابوالقاسمی یکی دیگر از شبهای درخشان و جاویدان همدان رقم خورد.تلاوت قرص و محکم همراه با تحریرهای بدیع از برادر عزیز و خوش تیپ و البته جنتلمن همدان، استاد عزیزم رضا فلاحی،  جلسه را هر لحظه تشنه تر و آماده تر برای تلاوت استاد ابوالقاسمی میکرد.مجری و استاد گرامی آقای دکتر ورمزیار با اداره جلسه و صلوات های رنگارنگ بر قوت و نورانیت جلسه می افزود.تلاوت استاد ابوالقاسمی مثل همیشه جذاب و پرطنین و البته مردانه بود. پیرمردها هم میخکوب شده بودند.در پایان کوچک و بزرگ از سن چهار ساله تا نود ساله عکس یادگاری و سلفی میگرفتند. بسیار خوش ماند. ممنون از اهالی باصفا مسجد امام خمینی ره و همه عوامل و البته استاد سعیدی، ا...

    ادامه مطلب
  • کتاب آوای گلدسته ها/پژوهشی پیرامون اذان

  • نیلوبلاگ

    به نام خداکتاب جالبی است. مثل یک جُنگ. در مورد اکثر موارد پیرامونی اذان به صورت مختصر صحبت شده. با عکس برخی دوستان. پیرامون اذان دور میزند. مثل: موسیقی، فرهنگ ، شعر، داستان و...در پشت جلد کتاب این طور نوشته شده:«اذان» متعالیxad ترین دعوتی است برای سرآغاز لحظه xadای باشکوه برای «گفتگویی xadخوش». آوای مؤذن با عباراتی هماهنگ و با زبانی مشترک و آوازی دلxad انگیز، مقدمه ایست برای لحظه xadای «نویدxadبخش» و ارتباطی است بین زمینیان و آسمانیان. «گُلبانگِ اذان» با طلوع خود، درخشش و تابناکیِ وصفxad ناپذیری در دل و قلب و روح و جان مؤمنین ایجاد و شوق «بهترین لحظات» را برای مسلمانان ایجاد می xadنماید. بخوانید...

    ادامه مطلب