به نام خدا
غروب یک روز تمرین، حدود یک ماه پیش
محمدآقا، مربی خستگیناپذیر کشتی، کنار نوجوانی ایستاده و با نگاه دقیقش علت غیبت او را جویا شد. نوجوان گفت: «روز تمرین، عروسی برادرم بود.» محمدآقا، آرام اما قاطع گفت: «این دلیل خوبی نیست. تمرین یعنی استمرار و پایبندی؛ هیچ چیزی نباید رشتهٔ پیشرفت را پاره کند.»
محمدآقا خوب میداند که بزرگترین حفرهٔ پیشرفت، همین رها کردن تمرین به بهانههاست. خودش بارها گفته بود: «هرجا که میرفتم، حتی تهران، پیش از دیدار اقوام، باشگاه کشتی آن منطقه را پیدا میکردم. حتی اگر ساک و لباس ورزشی همراهم نبود، از همانجا با کشتیگیران محلی دوست میشدم و لباس و وسایل را قرض میگرفتم. این نهتنها خجالت ندارد، بلکه نشانهٔ پایبندی به هدف است.»
او باور دارد آمادگی بدنی، وقت گذاشتن، گرفتن حق از دل شیر، و ایستادن محکم پای حرفها شرط راه کشتی است. و مهمتر از همه: باج ندادن به حریف. یعنی در مسابقه، اجازه ندهی با ترس، عقبنشینی یا امتیاز آسان دادن، برتری را از دست بدهی. کشتی باید با قدرت، جسارت و مبارزه تا آخرین ثانیه باشد؛ راهی که با باج دادن به حریف، بیوزن و بیروح میشود.
پیام محمدآقا برای شاگردانش روشن است:
کشتی یعنی حضور، پایداری و استفاده از همهٔ فرصتها، حتی کوچکترینها. قهرمانی، پاداش کسانی است که هیچ بهانهای را به میدان تمرین راه نمیدهند.
در کشتی، هر غروب میتواند آغاز یک طلوع باشد؛ اگر امروزت را از تشک دریغ نکنی.
برچسب:
نویسنده: حمید اسدیپور