|
جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال |
شب فراق نخفتی لاجرم زخیال: (راست و درآمد ماهور) |
|
دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل |
پیام ما که رساند؟مگر نسیم شمال: (گشایش) |
|
غزال اگر به کمند اُفتد عجب نبود |
عجب فتادن مرد است در کمند قضا: (داد) |
|
جماعتی که نظر را حرام می گویند |
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال(خاوران) |
|
تو بر کنار فراتی ندانی این معنی |
به راه بادیه داند قدر آب زلال(دلکش) |
|
به خاک پای تو داند که تا سرم نرفت |
ز سر بدر نرود همچنان امید وصال(قرچه) |
|
حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری |
به اب دیده خونین نوشته صورت حال(داد فرود) |
|
به ناله کار میسر نمی شود سعدی |
ولیک ناله بیچارگان خوش است بنال (فرود) |
سعدی / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن/بحر: مجتث مثمن مخبون محذوف
به نظر این بنده ناچیز سراپا تقصیر، یکی از بهترین آوازهایی که در «دستگاه ماهور» هم از لحاظ «فنی» و « احساس» ارائه شده؛ این غزل زیبای آقای «سعدی» بزرگوار است. همه چیز مثل یک عکس زیبا در کنار هم قرار گرفته اند. بیان استاد هم در «تلفظ حروف» و حتا «وزن» بکارگرفته شده بسیار توانمند و وصف گفتن ندارد. شرح بیت «کمند قضا» خود شرح مفصلی دارد.... خیلی ها «کمند غزال» می خوانند.
برچسب:
نویسنده: حمید اسدیپور